![]() |
![]() |
|
| عشق |
|
گفتی که امشب اومدم بهت بگم باید برم گفتی میخوام بهت بگم همین روزا مسافرم باید برم برای تو، فقط یه حرف ساده بود کاش میدیدی قلب منو که زیر پات افتاده بود شاید گناه تو نبود، شاید که تقصیر منه شاید که این عاقبت اینجوری عاشق شدنه.... |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 14:15 توسط شیوا |
|
|
از من پرسید: چون بهم نیاز داری دوستم داری یا چون دوستم داری بهم نیاز داری؟؟؟ گفتم: چون دوستت دارم بی نیازترین آدم دنیام... |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 17:7 توسط شیوا |
|
|
تا حالا فکر کردی آرامش یعنی چی؟؟؟ آرامش یعنی همیشه ته دلت مطمئن باشی که توی قلب کسی که دوستش داری یه خونه گرم داری... |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 17:4 توسط شیوا |
|
|
چگونه بگذرم از عشق و از دلبستگیهایم؟ چگونه میروی با اینکه میدانی چه تنهایم؟ خداحافظ تو ای همپای شبهای غزل خوانی خداحافظ به پایان آمد این دیدار پنهانی خداحافظ بدون تو گمان کردی که میمانم؟ خداحافظ بدون من یقین دارم که میمانی... |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 17:0 توسط شیوا |
|
|
عزیزم! شاید ما هنوز بر دیوار غارها نقاشی میکشیدیم، یا در بیابانها به دنبال شکار می گشتیم اگر عشق نبود... |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 16:56 توسط شیوا |
|
|
دوستت دارم سلام يکی يه دونه ی دل بی قرارم عزيزترينم ! نمی دونی چقدر لذت بخشه که از تو می نويسم ! شايد کسی درک نکنه اما حسی که من دارم رو نميشه وصف کرد ! باز هم برای تو می نويسم که اميد ديدار نگاهت منو زنده نگه می داره ! تويی که شهد شيرين عشق رو بر لبانم نوشاندی تا بار ديگر زندگی رو از سر بگيرم ... ! مهتاب بدون نور چشمهای تو خاموشه .تو می تابی و دل خسته ام رو بی تاب تر می کنی . مث بارون بر تن تشنه ام می باری و سيرابم می کنی . اين همه شور و هيجان رو مديون صدای مهربون توام . تمام فصلها با وجود پاک تو زيبا و شيرينه و بی تو زيباترين ها و تمام لحظاتم سرد و غمگينه ! بمون تا برای هميشه با تو عاشق بمونم ... ! با من بمان ... با من بمان که هرم نفس هایت گرمی سرای من است و گرمی دستانت آرامش بخش رویا های من میلاد تو شادی بخش هستی من است و وجود تو بهانه سر مستی من ! بهترینم با من بمان ... بمان و فراموشم نکن ... تقدیم به تنها مرد زندگیم کسی که حاضرم فوقانی ترین هستی ام را به او ببخشم ! و تا ابد در کنارش باشم ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 23:1 توسط شیوا |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 21:19 توسط شیوا |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 23:13 توسط شیوا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 22:57 توسط شیوا |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 20:38 توسط شیوا |
|
|
فقط کسی معنی دلتنگی رو درک می کنه که طعم وابستگی رو چشیده باشه. پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سرانجام آن وابستگی دلتنگیست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 20:25 توسط شیوا |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 19:53 توسط شیوا |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 19:21 توسط شیوا |
|
|
قصه ام را به آلاله گفتم بر لبش حسرتی منتشر شد یاذگار تو یک عشق پاک است توی گلدانی از آرزویم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 21:47 توسط شیوا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 20:10 توسط شیوا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به تو می اندیشم...
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
عشق |
| پیوندها |
|
میمیرم برات ماهیها در خاک میمیرند عشق به خواهر دارم از تو می نویسم که نگی دوستت ندارم بهترین آهنگهای روز زندگانی و زنده مانی پرسپولیس همیشه قهرمان عشق مترسکی من عشقمو دوست دارم آموزش و دانلود |
|
RSS
|